کِرمِ کوچک پیله بافت
رفت توی رختخواب
توتِ نارَس تشنه بود
گفت:« لطفا آب! آب»
ابر باران داد و رفت
توت شیرین شد، رسید
کِرم تا بیدار شد
پَر درآورد و پرید
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:28 توسط به یاد بابا
|
برچسب:
نویسنده: آرشان صفری
تاريخ: يکشنبه
4 ارديبهشت
1401 ساعت: 0:59